آمادگی برای مصاحبه دکتری

برای مصاحبه دکتری من دانشگاه تهران، مدرس، شهید بهشتی، اصفهان و بابلسر رو رفتم و منهای مدرس باقی رو قبول شدم. تو این پست موضوعات مهم مصاحبه رو میگم از جمله همین که چی میشه شما چند دانشگاه معتبر و خوب رو قبول میشین اما یه دانشگاهی رو نه! قاعدتا اگه بد بودین بقیه دانشگاه‌های معتبر هم نباید قبول میشیدن دیگه، پس دلیلش چیه؟!


1. با همون دانشی که کنکور داریم بریم مصاحبه قبولیم؟ یا نیاز هست مطالعه جدید داشته باشیم؟!

واقعیت اینه که شما باید بدونین تو دوره دکتری رشته‌ای که دارین درس میخونین چه درس‌ها و سرفصل‌های هست، چون اساتید اون موضوعات براشون مهمه و راجع به اونا ازتون سوال می‌پرسن. مثلا برای رشته من که فیزیولوژی ورزشیه اساتید عاشق مکانیزم‌های سلولی مولکولی هستن که ورزش از طریق اون باعث بهبود عملکرد میشه. یعنی در واقع من باید یه اطلاعات ابتدایی (در همین حد واقعا کفایت می‌کنه) راجع به این مباحث می‌داشتم. مباحثی که به صورت مفصل و کامل ما برای آزمون جامع خوندیم. با افرادی که تو رشته خودتون الان دارن همون دانشگاه‌های که می‌خواین مصاحبه برین دکتری می‌خونن حتما صحبت کنین. خیلی می‌تونه بهتون کمک کنه.

مورد بعدی که تو مصاحبه خیلی براشون مهمه و حتما ازتون سوال می‌پرسن، پایان نامه‌تون هست. شما باید به موضوعی که تو ارشد کار کردین و مقاله ازش چاپ کردین مسلط باشین و اگه نتونین به سوال‌های مربوط به کار خودتون جواب بدین به مشکل برمی‌خورین.


2. هر چه بیشتر مقاله داشته باشیم بهتره دیگه نه؟!

لزوما نه! چرا؟! سالی که ما کنکور دادیم رتبه 11 کلا قبول نشد. یکی از دلایلش این بود که 5 تا مقاله داشت اما به هیچ کدومش مسلط نبود و مشخص بود از ایناست که پول داده یا کلا بخش کوچکی از کار رو به عهده داشته اما رفاقتی اسمش تو مقاله رفته. مقاله چاپ کردن تو رشته فیزیولوژی ورزشی خیلی گرون تموم میشه، برای همین اساتید بخاطر بحث زمان و هزینه توقع الکی ندارن، حالا من بیام Nتا مقاله داشته باشم، همش هم کار خودم نباشه، مسلط هم نباشم خب خراب کردم دیگه. اگه رشته‌تون می‌طلبه و میشه چندتا مقاله داشت و شما هم برای مقاله‌هاتون زحمت کشیدید، خب این رزومه قوی نوش جونتون.


3. مدرک زبان نداشته باشیم قبول میشیم؟!

واقعیت اینه که وقتی مدرک زبان داشته باشین به یه چشم دیگه به شما نگاه می‌کنن و یه سری دانشگاه‌ها هستن که سطح زبان به شدت براشون مهمه و  ملاک رد و قبولیه حتی! اما این موضوع همگانی نیست. یعنی رشته به رشته فرق داره. درسته داشتن مدرک زبان باعث قوی‌تر شدن رزومه شما میشه اما اگه مدرک زبان ندارین یک اینکه ببینین حساسیت زبان بلد نبودن تو رشته‌تون چقدره. دو اینکه با موارد دیگه می‌تونین این رو تا حدی جبران کنین مثل همون رتبه خوب، مقاله، کتاب و N مورد دیگه که باعث قوی‌تر شدن رزومه شما میشه و برای هر رشته جنبه اختصاصی داره.


4. دانشگاه ارشد چه تاثیری تو قبولی یا قبول نشدن فرد داره؟!

اگه شما می‌خواین دکتری دانشگاه سراسری روزانه بخونین بهترین حالت اینه که دانشگاه ارشد شما هم سراسری باشه. اگه آزاد و پیام نور خونده باشین واقعیت اینه که امکان قبولی‌تون ضعیفه. نمی‌گم قبول نمیشین ولی خوب میگم باید خیلی خودتون رو در موارد دیگه مثل همون رتبه و رزومه قوی کنین که این مورد رو بپوشونه

حالا یه شرایطی هم هست مثل اینکه من رتبه‌ام خوب شده همون دانشگاه ارشد خودمم می‌خوام برم مصاحبه. تو این شرایط چی؟! خیالتون راحت. شانس شما برای قبولی بیشتر از بقیه است مگه اینکه تو ارشد با اساتید به مشکل برخورده باشین. نمونه‌اش خود من که نفر اول مصاحبه دانشگاه اصفهان شدم. چرا؟! چون دانشجوی خودشون بودم ، رتبه‌ام خوب شده بود مصاحبه‌امم خوب بود. یا مثلا همون سالی که ما کنکور دادیم رتبه 3 و 7 از دانشگاه مدرس بودن، طبیعی بود که دانشگاه مدرس اون دو نفر رو برمی‌داره که برداشت. این همون دلیلی بود که رتبه یک ، دو ، من و الباقی رو برنداشت. کلا اساتید نگاه ویژه‌ای به دانشجوهای خودشون دارن وقتی رتبه‌شون خوب میشه، حتی اگه رزومه چندان قوی هم نداشته باشن.


5. اگه یه دانشگاهی جز الویت‌های اولم نباشه و برم مصاحبه قبول میشم؟!

شما بری مصاحبه قطعا ازتون می‌پرسن که خب دانشگاه ما الویت چندمتون بوده اما تجربه من میگه اینجوری نیست که خصومت به خرج بدن و به این دلیل شما رو رد کنن. من دانشگاه مدرس رو الویت اول زدم، دانشگاه تهران رو الویت دوم و نکته اینه که دانشگاه تهران قبول شدم و مدرس نه. یعنی دانشگاه مدرس چون می‌خواست بچه‌های خودش رو برداره براش مهم نبود که من الویت اولم مدرس بوده حتی با وجود اینکه مصاحبه خیلی خوبی داشتم و دانشگاه تهران با  توجه به مصاحبه و رزومه، من رو پذیرفت و به اینکه الویت دومم بوده اهمیتی نداد. تازه دانشگاه اصفهان با اینکه الویت چهارمم بود من رو به عنوان نفر اول پذیرفته بودن (این اطلاعات تو کارنامه سبز مشخص میشه)


6. چرا مدرس رو اول زده بودم؟! الان از اینکه دانشگاه تهران می‌خونم ناراضی‌ام؟!

ببینین من تو ارشد یه ذهنیتی داشتم که اساتید دانشگاه مدرس از دانشگاه تهران بهترن! برای همین هم اون رو اول زدم، واقعیت اینکه اون ذهنیتم الان تغییر کرده و این تغییر بخاطر این نیست که الان دارم دانشگاه تهران می‌خونم. با این ذهنیت الان من، اگه شهید بهشتی یا خوارزمی هم درس می‌خوندم همین میزان رضایت الان رو داشتم. در واقع بین چند دانشگاه خوب که تهران هستن من کلا تفاوتی نمی‌بینم و پیشرفت فرد رو منوط به تلاش‌هاش می‌دونم. مگر اینکه فرد بدونه می‌خواد تو چه حوزه‌ای کار کنه بعد می‌دونه فلان استاد که تو حوزه دلخواهش داره کار می‌کنه تو دانشگاه X هست، پس تمام تلاشش رو می‌کنه که دانشگاه X هم قبول شه. تا زمانی که شما پتانسیل لازم رو نداشته باشین اساتید نمی‌تونن برای شما کاری انجام بدن. مثلا فرض کنین استاد راهنمای دکتری شما مترجم شناخته شده‌ای تو رشته‌تون هست، خب تا زمانی که شما زبانتون خوب نباشه نمی‌تونین باهاش کتاب ترجمه کنین که! خلاصه که به نظرم اصل اینه وگرنه هر دانشگاه خوبی که قبول شین یکی دوتا استاد خوب داره که شما بخواین باهاش کار کنین و رزومه قوی برای خودتون درست کنین.


7. قبولی دکتری مافیا داره؟!

بدیهیه که آره! حق افراد پایمال میشه یا کسی جایی که حقش نیست قبول میشه. طبیعیه دیگه، رد شدن و قبولی شما دست یه سری آدمه که آشنایی شما با اونا یا خصومت اون‌ها با شما می‌تونه تعیین کننده باشه. البته به این شکل هم نیست که شما چندجا مصاحبه بری هیچ‌جا قبول نشی و همه‌ش هم به‌خاطر این باشه که با شما مشکل داشته باشن.

یه توصیه هم بکنم، کلا اگه تو دوران ارشد یا کلا قبل از کنکور با اساتید یه سری دانشگاه‌ها که می‌دونین بعدا رتبه میارین و اونجا مصاحبه میرین لینک برقرار کنین عالی میشه. نمونه‌اش رو بگم، مثلا همایش، دوره علمی، کنفرانس کلا یه چیزی داره برگزار میشه که کلی اساتید خوب اونجا هستند و شما می‌تونین خودی نشون بدین، همچین فرصت‌های رو از دست ندین حتی اگه پولی باشه، تا می‌تونین لینک خوب داشته باشین. شبکه سازی همینه دیگه و یکی از ستون‌های موفقیت هستن ایشون. (منبع: کتاب قوانین جهانی موفقیت که بر خلاف اسمش اصلا کتاب زردی نیست)


8. چرا خوارزمی، فردوسی مشهد، شیراز یا جاهایی دیگه رو نرفتم؟

اون سال خوارزمی اصلا پذیرش دکتری نداشت، مشهد و شیراز هم زده بودم اما ترجیح دادم نرم. شیراز که روز بعد مصاحبه اصفهان بود و بعدش هم بلافاصله من باید می‌رفتم تهران مصاحبه داشتم، دیدم واقعا در توانم نیست بعد مصاحبه برم ترمینال و برم شیراز؛ با هزار دردسر قضیه اسکانم تو شیراز رو درست کنم و مصاحبه تموم نشده برگردم تهران. ریسک کردم دیگه. گفتم تهش من اصفهان قبولم و مشهد و شیراز هم بعد اصفهان زدم در نتیجه نمیرم :)) البته قیافه‌ام دیدنی میشد اگه کلا قبول نمیشدم :)) خلاصه این رو می‌خوام بگم که آره چندتا دانشگاه رو انتخاب کنین ببینین کدوم‌ها رو برای مصاحبه میارین ولی آخرش یه دو دوتا چارتا مالی، ذهنی و جسمی انجام بدین بعد تصمیم بگیرین کدوم دانشگاه‌ها مصاحبه برین.



به نظرم این پست می‌تونه یه دید کلی به شما راجع به موضوع بده، اگه سوالی هم تو ذهنتون هست که من اینجا جواب ندادم می‌تونین بپرسین. قبلا یه پست راجع به منابع آزمون زبان نوشتم اون رو هم چک کنین، چه برای کنکور دوباره چه برای آزمون زبان قبل امتحان جامع می‌تونه به دردتون بخوره .

۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

منابع زبان عمومی کنکور ارشد و دکتری

کنکور ارشد من دانشگاه اصفهان قبول شدم، کنکور دکتری دانشگاه تهران. جفت آزمون‌ها هم زبانش رو سفید گذاشتم. اینکه الان دارم راجع به منابع‌شون صحبت می‌کنم طبیعیه که بخاطر تجربه‌هایی هست که بعدش بدست آوردم.خلاصه، اون چیزی که باعث می‌شد من ارشد به جای اصفهان، دانشگاه تهران قبول شم این بود که یا باید اختصاصی رو خیلی بهتر می‌زدم یا کافی بود 10 درصد زبان می‌زدم، بله زبان! کنکور دکتری من اختصاصی‌ام رو عالی زدم، نفر هفتم اختصاصی شدم اما چیزی که من رو از رتبه 7 به رتبه 13 آورد سفید گذاشتن زبان بود. بله زبان! دقیقا همینقدر مهم و تعیین کننده است. من تو کنکور دکتری از نتیجه‌ام کاملا راضیم، ولی کنکور ارشد چوب سفید گذاشتن زبانم رو خوردم. حرفی که می‌خوام بزنم اینه که زبان کنکور تعیین کننده‌تر از اون چیزی هست که شما فکرش رو می‌کنین. ازش فرار نکنین، مهم اینه شما مسیر درست رو پیدا کنین، باقیش یه درس خوندنه که بستگی به همت خودتون داره نه ندونستن منابع درست. این مواردی هم که قراره بگم طبیعیتا آیه نیست،تجربیات منه که می‌تونه برای بعضی‌ها مفید باشه.
در واقع من یک بار زمانی که نتایج کنکور دکتری اومد (اردیبهشت 97) کارگاه دو روزه آزمون MSRT سعید نیک‌پور  رو شرکت کردم. برای آزمون زبانی که داشتم، قبل عید DVD های زبان عمومی بابک رستمی رو خریدم، اردیبهشت، قبل آزمون زبان هم کتاب Fast Grammar مهرداد زنگینه‌وندی رو خریدم. هر آن چیزی هم که قرار بگم و حس می‌کنم می‌تونه براتون مناسب باشه از تجربه‌ام در ارتباط با همین سه مورد بالاست و آخرش هم نتیجه‌گیری می‌کنیم که برای زبان عمومی کنکور چه منبعی بخونیم بهتره.


سعید نیک‌پور: خب ایشون یه کتاب درمورد لغات زبان عمومی کنکور ارشد و دکتری داره، کلاس راجع به زبان عمومی کنکور و کارگاه برای آزمون‌های MSRT و ... هم برگزار می‌کنه. همون طور که گفتم من کارگاه 2 روزه گرامرش رو شرکت کردم. آدم به شدت شوخیه و این توانایی رو داره که با شوخ‌طبی‌ش کاری کنه که شما ساعت 8 شب بعد از 12 ساعت کلاس همچنان به حرفاش گوش بدین. به مطلبی هم که می‌خواد بگه مسلطه اما چون کارگاه دو روزه بود مجبور بود اون حجم از اطلاعات رو خلاصه کنه، برای همین باعث میشد برای منی که زبانم خوب نیست حفظ کنم که اگه سوال اینجوری بود پس میشه این و اینجوری باید حل کرد. در واقع چرایی قصه برای من نامعلوم بود. کتابش هم یه سری ویژگی‌ها داره مثل همین گلچین کردن لغات پرتکرار و ضروری که باعث میشه منبع خوبی برای مطالعه باشه. باقی ویژگی‌های کتاب هم می‌تونین اونجا که لینک گذاشتم و کتاب رو معرفی کردم ببینین. برای جمع‌بندی باید بگم کتابش منبع خوبیه، خودش هم به مطالبی که می‌خواد تدریس کنه خوبه، اما واقعیت اینه که با کارگاه یک روزه یا دوره فشرده چند جلسه‌ای آدم نمی‌تونه به گرامر زبان عمومی کنکور ارشد و دکتری مسلط بشه و نیاز به زمان بیشتری هست، پس اگه میخواین دوره‌هاش رو شرکت کنین دوره جامع صفر تا 100 زبان عمومی کنکور رو شرکت کنین. راجع به کارگاه‌ها برای آزمون زبان MSRT و ... هم تو یه پست جدا صحبت می‌کنم.

بابک رستمی: پائیز پارسال قبل اینکه کرونایی وجود داشته باشه، به استاد راهنمام گفتم شماره فلانی که باهات کتاب ترجمه کرده رو میدی راجع به زبان می‌خواستم چندتا سوال ازش بپرسم. خلاصه به پیشنهاد هم دانشگاهیم بود که من با بابک رستمی آشنا شدم و یک جمله کافی بود تا DVDهاش رو بخرم. گفت هم زبان عمومیت خوب میشه هم برای آزمون‌های زبان‌ MSRT، تولیمو و ... خوبه. در واقع اون موقع یک سال و نیم بود که من کلاس زبان می‌رفتم و خودم می‌فهمیدم زبانم بهتر نشده و نمی‌دونستم مشکل از کجاست، از طرفی اسفند هم می‌خواستم آزمون زبان بدم، دیدم یک تیر و دو نشونه، خریدم و واقعا تاثیر گذار بود. این DVDها کلا برای کنکور ارشد و دکتری تهیه شدن. 30 جلسه ویدئوی هست و مطالب گرامر مورد نیاز کامل و جامع بحث میشه، ریشه‌یابی خیلی از کلمات انجام میشه که به درک و فهمیدن کلمات کمک می‌کنه و لغات سال‌های قبل کنکور هم کار می‌کنه. کلا اگه می‌خواین گرامر مورد نیاز آزمون‌های زبانی که تو ایران دارین برطرف بشه من گرامر بابک رستمی رو پیشنهاد میدم، در کنار این ویژگی مثبت اما اون DVDها یه نکته منفی هم داره، این ویدئو‌ها فکر کنم سال 94، 95 ضبط شده برای همین لغات سال‌های قبل کنکور  اون موقع شاید برای کنکور 1400 قدیمی باشه یا حداقل این رو می‌تونم بگم که برای من کارایی نداشت (البته منم کنکور نمی‌خواستم شرکت کنم). برای اینکه سوتفاهم نشه یک بار دیگه شفاف راجع به لغات این مجموعه صحبت می‌کنم. لغات 504 رو ریشه یابی و کار می‌کنه که بله شما برای کنکور بهش نیاز دارین. لغات سال‌های قبل کنکور هم کار می‌کنه، ایشون یه کتابی داره که باید در کنار DVDها تهیه کنین. بعد مثلا وقتی توی فلان درس DVD میگه برین لغات فلان سال کنکور رو از کتاب بزنین بعد بیاین این ویدئو رو نگاه کنین تا لغت‌ها رو کار کنیم، چون کتاب هر سال آپدیت میشه اما اون DVDها یک بار ضبط شدن و تمام، این دو قضیه با هم نمی‌خونه وگرنه لغت که بله کار می‌کنه. به صورت خلاصه گرامرش رو من به شدت مناسب دیدم چون درک من از گرامر زبان رو چند سطح تغییر داد. راجع به لغات هم نمی‌تونم چیزی بگم، چون من کنکور نمی‌خواستم شرکت کنم و برای آزمون من منهای 504 باقیش کارایی نداشت. البته ایشون کلاس‌های آنلاین گرامر زبان برای کنکور هم برگزار می‌کنه، که اطلاعیه‌هاش رو می‌تونین از طریق پیچ اینستای خودشون پیگیری کنین. بابک رستمی رو تو اینستا، سرچ کنین. 

مهرداد زنگینه وندی: از اسفند که بخاطر کرونا خونه نشین شدیم و آزمون زبان ما هم عقب افتاد تا خرداد که آزمون زبان دادم کلا من داشتم زبان می‌خوندم، یکی از دلایلی که اینهمه هم طول کشید این بود که باید اون DVDها رو مکتوب می‌کردم بعد می‌خوندم. جزوه کردن اون همه DVD واقعا کار فرسایشی بود که به‌هر حال باید انجام میشد. خلاصه وقتی مباحث گرامر تموم شد و من بیشتر تست می‌زدم دیدم همچنان یه سری از سوال‌ها رو اشتباه می‌زنم و شک کردم که شاید منبع گرامرم خوب نبوده، به‌هرحال برای کنکور ارشد طراحی شده و از این جهت که این آزمون‌ها مباحث گرامری بیشتری از کنکور رو مطرح می‌کنن شاید من مبحثی رو جا انداختم. خلاصه کتاب Fast Grammar مهرداد زنگینه‌وندی رو هم خریدم چون خیلی از بچه‌های که نمره‌های خوبی تو آزمون‌ها آورده بودن به عنوان منبع تاییدش می‌کردن. وقتی من خریدمش و با شرایط کرونا به دستم رسید فکر کنم 20 روز این حدود به آزمونم باقی مونده بود. من چون گرامر رو با بابک رستمی خونده بودم مباحث کتاب رو می‌فهمیدم اما چندتا مشکل باهاش داشتم. یک اینکه ترجمه‌ای که برای یک سری اصلاحات انتخاب کرده بود من رو گیج می‌کرد، مثلا جمله واره و ... . دو اینکه واقعا یه کتاب جامع کلیه، یعنی تمام نکته‌ها رو آورده (به همین دلیل میگم کامله) اما اینقدر نکته زیاده که من واقعا گیج میشدم، در واقع ما به همه اون نکته‌ها احتیاج نداریم. نکته خوب اون DVDها این بود که مباحث و نکته‌های مختص کنکور رو آورده، در واقع هر چی شما نیاز دارید بدونین، به اندازه کافی نیاز هست ما بدونیم، نیاز نیست همه مطالب رو بدونیم. به همین دلیل من چون دیدم مطالب رو بلدم یه دور سرسری خوندمش،کما اینکه زمان کمی هم تا آزمونم باقی مونده بود نمی‌تونستم درست و کافی برای خوندنش هم وقت بذارم البته این نکته رو هم بگم که شاید اگه از اول این کتاب رو می‌خوندم باهاش ارتباط بهتری می‌گرفتم، چون قبلش پس زمینه‌ای نداشتم که حالا بخواد اطلاعاتم باهاش تطبیق پیدا کنه و بعدا مشکل ایجاد بشه. نکته آخر هم اینکه ایشون هم کلاس‌های آنلاین گرامر زبان برگزار می‌کنه، چون شرکت نکردم توصیه‌ای هم راجع بهش نمی‌تونم داشته باشم. کما اینکه فکر هم نکنم برای کنکور باشه اون کلاس‌ها، بازم خودتون اگه خواستین این موارد رو چک کنین.

جمه بندی: قاعدتا این آدم‌ها نمیان به من پول بدن که من تبلغیشون رو بکنم. من فقط از تجربه خودم تو این مسیر گفتم. از اونجایی که آدم‌ها با هم زمین تا آسمون متفاوتن و هر کی شیوه درس خوندنش و نتیجه گرفتنش با بقیه تفاوت داره طبیعیه که با این شرایط باید خودتون ببینین کدوم مناسب شما و شیوه درس خوندنتونه. اگرهم نظر من رو بخواین در مجموع من حس می‌کنم کلاس گرامر بابک رستمی و کتاب لغات زبان عمومی کنکور ارشد و دکتری سعید نیک‌پور می‌تونه پیکج خوبی برای زبان عمومی کنکور باشه.

پ.ن 1: بعد نوشتن این متن خودمم به کلمه‌های کنکور، زبان، ارشد و دکتری آلرژی گرفتم دیگه :))

پ.ن 2: من این رو نوشتم چون حتی اگه به درد یک نفر هم بخوره قطعا ارزشش رو داره؛ اگه حس می‌کنین کسی رو می‌شناسین که می‌تونه به دردش بخوره، ازش دریغ نکنین. تفاوت تو رتبه و دانشگاه همین جوری ایجاد میشه، نمونه‌اش خود من.

پ.ن 3: جزوه و کتاب رو برای یکی از بچه‌های بلاگر فرستادم، دنبالش نگردین :))
۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

اگه جوابای من می‌ترسونتت باید از پرسیدن سوال‌های سخت دست برداری!


چرا عادل بودن خدا با جبر و بی‌عدالتی‌های دنیا در تناقض نیست؟!

اگه تمایل دارین می‌تونین نظرتون رو بگین و اگه کتابی در این زمینه می‌شناسین حتما معرفی کنین. ممنون.

۱۱ نظر موافقین ۹ مخالفین ۲

حس و حال نگاری در حاشیه یک ویدئو

 

 

اینجا خانه امن من است، اینجا تنها جایی است که می‌توانم اعلان عمومی کنم که بیاید با هم دلبری ابی را ببینم، بگویم الحق و الانصاف اگر قرار باشد اوج یک ترانه را کسی بخواند باید به این دقایق اقتدا کند، بگویم بعد ده‌ها بار دیدنش همچنان مات ابهت خواندنش هستم و دنیا یک کنسرت ابی زمانی که این چنین نفس داشت را به من بدهکار است، بگویم می‌بینید چه با قدرت و ابهت اجرا می‌کند؟! حواستان هست چه رندانه مکث می‌کند و بعد ما را با "که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمی‌داند" تنها می‌گذارد؟! بگویم هر آن چیزی که من می‌بینم و حس می‌کنم شما هم تجربه می‌کنید؟! چون از اینکه نمی‌توانم توصیفش کنم لجم گرفته.

اینجا خانه امن من است، اینجا تنها جایی است که می‌توانم بگویم من وقتی این ویدئو را می‌بینم غرق چیزهای که گفتم می‌شوم، غرق آن لحظه‎ای که "بیا با ما که فردایی نمی‌ماند، که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمی‌داند"را گوشزد می‌کند. اینجا تنها جایی است که می‌توانم بگویم بند آمدن کسی نیستم و قرار نیست وقتی "امروز که محتاج توام جای تو خالی است" را می‌خواند من منظوری داشته باشم و خیالم راحت باشد که پذیرفته می‌شود. متوجه‌ منظورم می‌شوید؟! حالا که هستید عجالتا بیاید ابی ببینیم و کیفور شویم.
 
پ.ن: برخلاف آقاگل که با آهنگ خوشحال میشه، برای خر ذوق کردن من ویدئوهای کوتاه این جوری بفرستین. با تشکر :))
۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

اپلیکیشن‌های کاربردی زبان

همون طور که قبلا هم گفتم کلا علاقه‌ای به N تا اپلیکیشن زبان داشتن روی گوشی ندارم. برای همین کل اپلیکیشن‌های الان من همینه که تو این تصویر می‌بینین. نه اینکه اپلیکیشن‌های خوب دیگه‌ای وجود نداره،نه! نمونه‌اش همین اپلیکیشن Memrise که برای خیلی‌ها کاربردی بوده. بحث اینه با توجه به هدفم همین 4 تا کار من رو راه‌ انداخته.

 

از اپلیکیشن لانگمن شروع می‌کنم که بر همه مبرهنه که چرا اهمیت داره. خلاصه اینکه منبع و مرجع است. حالا من ازش چه استفاده‌ای می‌کنم؟! زمانی که می‌خوام ماهیت یک کلمه رو تشخیص بدم. مثلا فعله، اسمه، صفته یا قیده. یا مثلا اگه فعله آیا نقش دیگه‌ای هم می‌تونه بپذیره؟! یا اینکه اون کلمه در چه معناهایی می‌تونه بکار بره. نکته خوبش اینه که با توجه به هر معنای که اون کلمه می‌پذیره چند مثال آورده و بعدا میگم از این مثال‌ها کجا استفاده می‌کنم. کلیک کنید!

 

اپلیکیشن بعدی تحلیلگرانه، که یه اپلیکیشن فارسی-انگلیسیه. شاید یه سریا بگن که بخاطر فارسی بودنش بهتره استفاده نشه. آدم‌ها متفاوتن. من ترجیح‌ام اینه وقتی معنی یک کلمه رو نمی‌دونم از همچین دیکشنری استفاده کنم تا لانگمن. چون اونجا شاید موقعیت و مثال‌ها رو بخونم و یا نتونم معنی رو تشخیص بدم یا خیلی طول بکشه تا بفهمم منظورش چیه. ترجیح میدم معنی رو سریع با دیکشنری فارسی-انگلیسی یاد بگیرم. قبلا از Fast Dic استفاده می‌کردم که به اندازه تحلیلگران ازش راضی نبودم برای همین حذفش کردم. الان هم نمی‌دونم اپلیکیشن بهتری از این وجود داره یا نه. همین که نیاز الان من رو رفع می‌کنه برام کافیه. علاوه بر معنی من تلفظ‌ها هم با تحلیلگران چک می‌کنم چون قابلیت تلفظ آفلاین رو داره و برای منی که دوست ندارم وقتی درس می‌خونم به نت وصل باشم بسیار کاربردیه. این ویژگی رو لانگمن نداره. اون فقط تلفظ آنلاین داره.

 

اپلیکیشن Anki: کاربردهای خیلی جالبی داره این اپلیکیشن.در واقع شما خودتون برای هر مبحثی که میخواین یاد بگیرین که یکیش می‌تونه زبان باشه تو این اپلیکیشن فلش کارت درست می‌کنین. قابلیت اضافه کردن صدا، عکس و ... هم داره، که همین مثلا باعث شده بچه‌های پزشکی و پیرا پزشکی هم زیاد ازش استفاده کنن. تو یوتیوپ نحوه استفاده ازش رو جستجو کنین تا به میزان باحال بودنش پی ببرین. من چون آزمون زبانم نزدیکه فقط راجع به مباحث مختلف فلش کارت درست می‌کنم. مثلا کلماتی که تو 504 و کلمات ضروری تافل نیست (بعدا میگم چرا فلش کارت این‌ها رو درست نمی‌کنم) رو به صورت طبقه بندی شده واردش می‌کنم و حالا برای اینکه اگه معنی کلمه‌ای یادم نیومد سریع نخوام معنیش رو برام نشون بده، کنار اون کلمه یکی دو مثال می‌زنم که با خوندن اون مثال‌ها معنی کلمه یادم بیاد. این مثال‌ها هم خیلی راجت از لانگمن کپی می‌کنم. برخلاف نسخه ویندوزش، نسخه اندروید لانگمن اجازه کپی رو بهت میده و خیلی کارم رو راحت کرده. (نمای رو و پشت فلش کارت)

 

و اما بانک حافظه 504 و تافل: بله همه ما می‌دونیم که بهترین راه یادگیری یک کلمه اینه که در Speaking و Writing ازش استفاده کنی تا برات نهادینه بشه. اما من نوعی که الان مثلا آزمون زبانم نزدیکه در واقع اهمیت آزمون برام بیشتر از اینه که بخوام به اون شیوه وقت گیر کلمات رو برای خودم نهادینه کنم. در نتیجه نیاز به مرور مرتب کلمات دارم که این اپلیکیشن به بهترین شکل ممکن این فضا رو برام فراهم می‌کنه.  504 و کلمات تافل رو به صورت درس به درس جدا کرده و برای هر کلمه معنی،تلفظ، هم معنی‌های اون کلمه، مثال و ترجمه اون مثال رو آوره که تو این تصویر می‌تونین ببینین و یه قسمت هم داره به اسم فلش کارت که می‌تونین کلماتی که خوندین رو مرور کنین. همون طور که گفتم اونقدر کامل و کاربردی هست که دیگه نخوام کلمات این دو مبحث رو وارد Anki کنم. (نمای کلی و صفحه مورد به هر کلمه)

 

پ.ن: من امروز Memrise رو نصب کردم اما نتونستم باهاش کار کنم :/ در واقع وقتی نصبش می‌کنی میگه چه زبانی صحبت می‌کنی؟! تا با اون زبان مادری خودت، زبانی که میخوای رو بهت آموزش بده. اما زبان فارسی رو نداشت و من هر چی انتخاب میکردم با اون میخواست انگلیسی رو به من یاد بده که خب قاعدتا به درد نمی‌خوره دیگه. واقعیتش اینه الان حوصله جستجو کردن ندارم، اگه کسی راه‌حلش رو می‌دونه بهم بگه چون می‌خواستم ببینم چه جوریاست.

 

پ.ن 2: اگه اپلیکیشن دیگه‌ای می‌شناسین که به نظرتون خوبه لطفا معرفی کنین.

 

 

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

خب من سریال 1How I Met Your Mother (HIMYM) رو تموم کردم و حالا وقتشه که با دلیل و بدون تعصب بگم چرا به پای Friends هم نمی‌رسید.

از لحاظ شخصیت پردازی، بله من قبول دارم بر خلاف سریال بیگ بنگ تئوری که توازن بین شخصیت‌ها نیست و شخصیت شلدون بیشتر تو چشم هست و بعدش هم لئونارد و پنی، این مشکل تو سریال HIMYM نیست و شخصیت‌ها یه توازون نسبی رو دارند، اما نکته اینه شخصیت‌ها به اندازه سریال Friends قوی نیستند. در واقع یکی از نقاط قوت سریال Friends، همین بود که یک، تو نمی‌تونستی بگی فلان شخصیت مهمتر و ارجح‌تره، دو اینکه همه استاندارد بالایی رو داشتن. یعنی اگه من به شخصیت‌های Friends و HIMYM بخوام از 1 تا 10 نمره بدم. واقعیت اینه که میانگین نمره‌های شخصیت سریال Friends یک یا دو واحد از HIMYM بالاتره.

یه مورد دیگه که من تو سریال HIMYM اصلا خوشم نیومد این بود که یه عنوان به ما داده بود، و انگار این عنوان رو گرو گرفته بودند که ما باهاشون هم مسیر بشیم، بشین تا بگم چطوری با مادرتون آشنا شدم! در صورتی که واقعا قصه‌شون کشش این همه طولانی شدن رو نداشت و خیلی جاها آب بستن بود. نمونه‌اش همون عروسی رابن و بارنی که یک فصل کشش دادن.

ماجراهایی هم که هر اپیزود تعریف می‌کرد واقعا برای من جذابیت آنچنانی نداشت. در واقع چون وسطش بودم فقط میخواستم تموم شه ببینم آخرش چی میشه. هر قسمت هم که می‌دیدم سریع حذفش می‌کردم که حافظه لپ‌تاپ الکی پر نباشه، حالا این رو مقایسه کنین با سریال Friends که من دوبار دیدم و همچنان تو هارد هم دارمش. البته قبول دارم فصل پنجم و مقداری فصل چهارم Friends جذابیتش حداقل برای من افت کرد ولی بعد به روال سابق خودشون برگشتن و خیلی قوی ادامه دادن.

و تنها جنبه‌ای که از سریال HIMYM دوست داشتم همین رفت و برگشت‌هاش به آینده و حال بود که خیلی تمیز این کار رو انجام داده بودند. خلاصه تجربه این سریال باعث شد که فقط بخوام همون بیگ بنگ تئوری رو تموم کنم (اون هم به عشق شلدون و لئونارد وگرنه یه جوری وسطاش خوشم نیومد که چند سال پیش ولش کردم) و دیگه سریال‌های این چنینی رو نبینم چون در مجموع ارزش وقت گذاشتن رو نداره. به همون میزانی که وقت می‌ذاری لذت نمی‌بری.

 

1: تو مقاله‌ها وقتی می‌خوای از مخفف یک چیزی استفاده کنی باید اول به این شکل مخفف‌ رو معرفی کنی که آقا این به چه مفهومه، بعد ازش استفاده کنی. گفتم تا اینجا که اومدین یه سر هم درساتون رو مرور کنین بعد برین :))

پ.ن: دیدین تا یه ترانه‌ای رو از حفظ می‌خونی پدر مادرا میگن کاش درسات هم اینجوری می‌خوندی؟! خواستم بگم بله من درسام هم به همین دقت و موشکافی میخونم نگران نباشین. D:

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

ناگفته

امروز فردی بهم پیام داد که چند سال پیش وقتی اومد خواستگاری، ادعای عاشق دل خسته بودن داشت، الان پیام داده که شنیدم دکتری می‌خونی، تبریک میگم احسنت! تشویق و ابراز خوشحالی از چیزی که روزی خودش رو بر حق می‌دونست من رو از داشتن و تلاش برای رسیدن بهش منع کنه!! فقط انگار یادش رفته که به قول بافقی: "ما چو ز دری پای کشیدیم، کشیدیم"

۱۵ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰

اطلاعیه

یکم.

من در مقام بلاگر آدم به شدت درونگرایی‌ام، اصلا به همین دلیله که سعی می‌کنم تعداد فالوئرهای اینستاگرامم رو پایین نگه دارم یا اینجا هر حرفی رو نزنم. این نه بخاطر ترسه نه به خاطر احتیاط. فقط به این دلیله که من در مقابل فامیل و تعداد زیاد مخاطب‌های ناشناس اون امنیت روانی لازم رو ندارم. ساده‌اش اینه که احساس راحتی با این نوع از مخاطب‌ها ندارم که بخوام حرف‌ها و افکارم رو باهاشون در میون بذارم. حتی بی اهمیت‌ترین اون‌ها. پست قبلی هم مثل فیلم boyhood نتیجه‌گیری خاصی نداشت، فقط بیان روزمرگی بود، اما به همین دلیل که گفتم، نه دوست داشتم اینستاگرام پست کنم نه همین جوری اینجا به امان خدا رهاش کنم، برای همین رمزدار شد. اما از اونجایی که بیان امکان رمزدار کردن قسمتی از پست رو نداره، مجبور شدم تو یک پست جدا اعلام کنم که از رمزدار بودنش نترسید، چیز خاصی نیست و قاعدتا رمز هم به همه مخاطب‌های این وبلاگ تعلق می‌گیره.

 

 دوم.

ممنون از کامنت‌هاتون تو پست قبل، ببخشید که شرایط به سمتی رفت که نتونستم جواب بدم.

 

 سوم.

یکی از اهدافم تو سال جدید بازگشت به دنیایی وبلاگ نویسیه. اتفاق غیرمترقبه‌ای نیفته بیشتر من رو اینجا می‌بینین.

۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

چند روایت معتبر

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۵ نظر