۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

بی خود و بی جهت!

می‌دونی وسط این کاسه چه کنمی که من باب شرایط مصاحبه‌ها دست گرفتم باید میومدم و اذعان می‌کردم که تیم ملی شرایط مشابهی بسان جام جهانی 2006 را تجربه نموده و به مام وطن باز خواهد گذشت! حالا درسته شوت کشیدن زیر ساک و پذیرایی با استوک رو نمی‌تونم تضمین کنم ولی خب دو باخت و یه مساوی و قطع همکاری با مربی فعلی محتمل‌ترین گزینه‌ی حال حاضره، هر چند می‌تونستیم به حضور سید جلال جان دل خوش باشیم ولی خب عجالتا بیاین با ویدئو کلیپ جذاب عصار خوش باشیم!
۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

زمان درس خوندن وقتی به تست زدن می‌رسیدم از اینکه یه سری تستا رو اشتباه زده بودم به شدت اعصابم بهم می‌ریخت، من نمی‌تونم یا چرا من بلد نیستم بدی می‌ره تو مخ آدم! زمان برد تا متوجه شدم اون چیزی که باعث بهتر و قوی‌تر شدنم میشه همین اشتباه کردناس، چه بخوام چه نخوام بنا به هر دلیلی تسلط من رو یه سری مباحث کم بوده و همین باعث شده از پس تسته بر نیام، یاد گرفتم دلیل اشتباه کردنامو بنویسم برگردم سر مبحث و اون نشتی‌های که پیدا کرده بودم‌و درست کنم، جالبیش اینه وقتی دنبال دلیله میری وقتی متوجه چرایی قصه میشی ورژن جدیدت عمیق‌تر و دقیق‌تر اون مبحث‌و فهمیده و به طرز مضحکی نقطه ضعفت تبدیل به نقطه قوتت میشه.

این روزا ناراحتم یا بهتر بگم ناراحت بودم! از وقتی خودم‌و پرت کردم وسط ماجرا و دارم تلاش می‌کنم مثل همون تسته کیمیاگری کنم حالم بهتره، زمان می‌بره اما به درست شدنش خیلی امیدوارم، مثل همه چیزای دیگه...

۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

ای دیر بدست آمده بس زود برفتی

با هر دیدی نگاه کنی بچه‌ی زیر یک سال نحیفه و ریسک عمل براش بالاس، این اصلی‌ترین دلیل مامان بابام برای امضا نکردن برگه‌ی رضایت نامه بود، واسه همین بیشتر از هر چیزی من با اون قطره تلخه که بعدها باید تو کوچه دنبالم می‌دویدن تا بلکه دستشون بهم برسه و به خوردم بدن بزرگ شدم! 12 سال گذشت و ماجرا به جایی رسید که پهلو‌مو می‌گرفتم راه می‌رفتم و این دردای مستمر منو به عمل باز کلیه و هم تختی شدن با زلزله‌زده‌های بم رسوند! سال‌های اولیه بعد عمل طوری بود که اصلا یادم رفته بود کلیه درد چه جوریه و روغن کرچک چه مزه‌ای! اون حس و حالی که مجری شبکه 1 سحرای ماه رمضون با قصه‌گویی و نوع بیانش آدمو می‌برد آنجا که شراب هم نمی‌برد مال همون سالاست. تا اینکه بعد ماه رمضون سال اول دانشگاه شرایط کلیه‌ام دکترو مجاب کرد که روزه گرفتن‌و قدغن کنه! اوایلش بخاطر اینکه باری از رو دوشم برداشته شده خوشحال‌ هم بودم اما روزی باید دلت پی سحر ماه رمضون رفته باشه تا بدونی دلتنگی یعنی چی و انگار کل ماجرا سعادتی بوده که ظاهرا ازت گرفته شده...

۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰

به نیت زندگی

۲۷ سالگیِ جان در من دختری‌ست که همواره برای لبخندت تلاش خواهد کرد، تا برق رسیدن به هدف‌ها در چشمانت بدرخشد، فقط لابلای تمام این جنگیدن‌ها آنجا که می‌خواهد ایمانش غارت شود معجزه کن! مهربان باش! معجزه کن! منتظرم...

موافقین ۱۵ مخالفین ۰

عنوان ندارد 2

مرز باریکیه بین تلاش نکردن و نگران بدست نیاوردن‌ها بودن! مثل این در راه مونده‌ها، گمشده‌ها که چراغای یه آبادی رو از دور می‌بینن و از خوشحالی قالب تهی می‌کنن حس می‌کنم دارم چراغای نگران نبودن و می‌بینم! هر چند هنوز به قالب تهی کردن نرسیده، ولی خب میشه امیدوار بود...

موافقین ۷ مخالفین ۰

رسم شکل یک مرد جذاب !

به دلیل یه سر و هزار سودا داشتن آدم های امروزی (تلاش برای بدست آوردن چند چیز در عین واحد)، بعد مسافت (برای امثال من) و احتمالا از هم گسستگی سلول های تحتانی عده ای، خیل عظیمی کارگاه دو روزه آمادگی برای آزمون زبان رو شرکت کرده بودیم،و تو این دو روز بیشتر از هرچیزی من محو توانایی های بالقوه و بالفعل مربی بودم فقط D: یعنی شما تصور کن آدم چقدر باید باهوش، مسلط به حوزه تخصصی خودش و شوخ باشه که بتونه کلاس های فرسایشی این چنینی رو اداره کنه تا ساعت 8 شب بعد 12 ساعت سرکلاس نشستن همچنان راغب باشی پای حرفاش بشینی!



پی نوشت: آقایون نگران نباشین، شما با قدِ بلند، چهارشونه بودن و استفاده از ادکلن تلخ میتونی دل اکثریت همجنسان بنده رو ببری، باهوشو درس خون بودن و پشتکار بالا داشتن آیتم های جذاب بودن برای یه سری دیوانه مثل منه که خیالت راحت در اقلیتیم D:

بی ربط نوشت: حدود دو هفته س میخوام راجع به تگ "کاهش و افزایش وزن" بنویسم و هی نمیشه، که بخش اعظمش بخاطر دچار شدن به یبوست نوشتاریه! درست میشه ایشالا D:

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰