۹ مطلب با موضوع «درس و مشق!» ثبت شده است

و بلاخره نتایج نهایی کنکور

دیشب می‌خواستم پست بذارم که من میرم می‌خوابم؛ اگه تربیت مدرس قبول شدم بیدارم کنین، اگه شهید‌ بهشتی قبول شدم بذارین خودم بیدار میشم، اگه اصفهان یا بابلسر قبول شدم از اونجایی که گاز نداریم که بخواین شیر گاز رو باز بذارین و برین؛ بندازینم تو خلیج فارس. بلاخره کوسه‌ای چیزی پیدا میشه که گرسنه‌ش باشه! بعد الان نتیجه چی شده؟! دانشگاه تهران قبول شدم! گزینه‌ای که صددرصد مطمئن بودم قبول نمیشم، نمی‌دونم ظاهرا قانون جذب راجع به من برعکس کار میکنه، البته از مستجاب الدعوه بودن بعضیا هم نمیشه گذشت D: ایشالا که دوره‌ایه پر از خیر و خوبی. چیزی که واقعا نگرانشم. خلاصه شما هم دعا بفرماید شاید مستجاب الدعوه بعدی شما باشید :))

۱۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰

خواستگاری اول!

4:30 بیدار شدم، چند دقیقه بعدش سایه‌ای رو می‌دیدم که برای دیر نرسیدن تو هوای گرگ و میش سحر هرازگاهی می‌دوید! تا بیست دقیقه به 8 که برسم بهشتی همش ویس گوش دادم و از اونجایی که یکی از بچه‌های دکتری بهشتی همرام بود به جای دور شمسی قمری زدن و پیمودن شیب ۷۰ ٪  زرت ثانیه رسیدیم جلوی در دانشکده! خلاصه تا برسیم به لیست انتظار پشت در تا تونست اعصاب خوردی پیش اومد، بلاخره رسیدیم به لحظه موعد و فضای که ظاهرا دوستانه‌ بود، ننشسته و سلام علیک نکرده برا اینکه جو راحت باشه استاده میگه: شما اول بگو اسم عطرت چیه؟! خلاصه بجز یه سوال که مخم کلا شوک شد و نتونستم جواب بدم حس می‌کنم باقیش خوب بود و میشه بهش امیدوار شد البته که باز تا نتایج نیاد  نمیشه چیزی گفت، بعد الان به چی فکر می‌کنم؟! به اینکه اینهمه جون بکنی فقط برای ۱۲ دقیقه مصاحبه! اونم تو شرایطی که تمام بیم‌ و امید و تلاشت برای بدست آوردن رو نمی‌فهمن!


پی‌نوشت ۱: تو یه تایم محدود هم باید بهشون ثابت کنی قابلیت داری، هم باید به دلشون بشینی! خب این اگه خواستگاری نیست چیه پس؟!

پی‌نوشت ۲: همون طور که حدس می‌زدم یه سریا که رتبشون از من بهتر شده درصد تخصصی‌شون رو از من کمتر زده بودن، این یعنی تک رقمی شدنم بند چیزی بوده که یه عمره دارم ازش می‌کشم!

بی‌ربط نوشت: می‌دونی از چی ناراحتم؟! از اینکه محترمانه برخورد کردم در صورتی که حداقل باید با پشت دست می‌کوبیدم تو دهنش!


۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰

حافظ ورژن مصاحبه ها !



آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند D:

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت/ این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت؟!


تو تست‌های آزمون زبان یه سری سوال داریم که ما بهش 4 زیر خط دار می‌گیم! تو این سوالا بنا به اینکه زیر چه نوع کلمه‌ای خط کشیده شده باید یه سری موارد رو چک کنیم تا خلاصه ببینیم کدوم گزینه از نظر ساختاری باید اصلاح شه، مثلا وقتی زیر فعل خط می‌کشه در درجه اول تطابق فعل و فاعل رو چک می‌کنیم بعد معلوم و مجهول بودن اون فعل رو، در درجه سوم میایم بررسی می‌کنیم ببینم آیا تعداد فعل و موصول های جمله متناسب هست یا نه و اگه هر سه تای این موارد صحیح بود میایم ببینیم بحث افعال متوالی مطرحه یا نه و در آخر زمان وقوع فعل رو چک می کنیم، نکته اینه در 80، 90 درصد موارد موضوع با همون بررسی تطابق فعل‌و فاعل و معلوم‌و مجهول بودن فعل حل میشه و ما به جواب می‌رسیم، مثلا همین سوال بالا زیر has made خط کشیده، خب طبق چیزی که توضیح دادیم باید شخص فعل چک بشه و با بررسی می‌بینیم فاعل جمع هست پس فعل هم باید have باشه در نتیجه has made یا همون گزینه B غلطه و باید اصلاح بشه!
تو گذر روزها وقتی می‌بینم تمایل بیش از حد به پر‌حرفی، دیدن فیلم کمدی و نوشتن دارم، وقتی می‌بینم گذر زمان این مواردو هایلایت می‌کنه و خطای زیرشون ساعت به ساعت پر رنگ‌تر میشه در 80، 90 درصد موارد مطمئنم ناخودآگاهم نگران موضوعی هست که به نوعی خارج از کنترلمه و خب همواره بی اون همصحبتی که باید، کلافه وار ادامه دادیم تا گذشته تا این بار هم بگذره، البته که به خیر!

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

نتایج کنکور دکتری

قرار بود وقتی نتایج می‌آید قصه‌سرایی کنم از روزهای سخت و نفس‌گیری که گذرانده بودم، حالا 24 ساعت گذشته و من همچنان حرفم نمی‌آید! فقط همین‌قدر بگویم که نتیجه به اندازه همان قاچ هندوانه‌ای که قبل اعلام نتایج مهمانم کردند شیرین است!


پی‌نوشت: به نظرتون با رتبه 13 چقدر میشه از خانواده کادو گرفت؟! D:

۲۳ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰

کاشکی بد نشود آخر این قصه ی بد

نتایج کنکور کارشناسی رو خودم دیدم، هر چی دختر عموم خوشحال بود که یه شهر و یه دانشگاه قبول شدیم من مثل یخ وا رفته بودم این چه رشته‌ایه که قبول شدم، البته از اونجای که کلا منتظر نتایج تربیت بدنی بودم همون یک مهر هضمش کردم و بعد رو به قبله نشستم رشته مورد علاقه‌مو قبول شم، خلاصه آزمون عملی رو داده بودیم و حالا 19 روز از بهمن گذشته بود، نتایج همچنان نیومده بود و دقیقا همون عصری که داشتم من باب خود‌رای بودنم تو انتخاب رشته سرزنش میشدم خواهرم زنگ زدم و گفت قبول شدم و سرزنش‌ها جاشو به تبریک و این چیزا داد، ترم شیش کارشناسی بودم که کنکور ارشد دادم، بین بچه ها هم پیچیده بود که فلانی خونده و این چیزا، شبی که تو خوابگاه نتایج رو دیدم کسی نمی‌دونه چند سطل آب یخ رو سرم خالی کردن! دقیق یادمه دو سه روز بعدش رفتم دنبال منابع بهتر و اینکه چی شد اینهمه اشتباه کردم، خلاصه رتبه سال قبل کن فیکون شد اما باز شب اعلام نتایج دسترسی به اینترنت نداشتم و دختر عموم خبری قبولیم‌و بهم داد، همین هفت ماه پیش بود که آزمون استخدامی دادم و راستش مقداری نگران حرف مردم بودم که بگن فلانی با اینهمه دبدبه و کبکبه قبول نشد که باز قضیه عدم دسترسی خودم به نت و خبر قبولی که خواهرم داد تکرار شد، حالا کمتر از دو هفته دیگه نتایج میاد و از اون جایی که قرار نیست اتفاق غیر مترقبه‌ای بیفته تا دسترسی به نت نداشته باشم جایی تو فیلم‌های هالیودی دنبال معشوقه‌ی مرد داستانم که تاسو می‌بوسید و جفت شیش میاورد، دیدینش بگین این یوزر پس منه! بگین میشه با همون نتیجه ای که میخوام بیاد؟! هر چی غیر از اون‌و با نیومدنش می‌فهمم و شاید روزی هضمش کردم!

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

آنجا ببر مرا که شراب هم نمی برد!

هر چی فشار روانی کار بیشتر میشه پناه بردن من به فیلم هم بیشتر میشه ، در همین حد بگم که بخش اعظم سریال بیگ بنگ تئوری و فرندز رو من تو حین پایان نامه نوشتن دیدم، فقط یکی به اون عوامل بیشعور سریال شرلوک هلمز بگه آدم ژانر مورد علاقه منو تو چُس قسمت نمی سازه! حالا من تو روزای باقی مونده چیکار کنم؟!

۱۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

تو چنین سخت چرایی؟!

میگن فریدون مشیری «من به تنگ آمده‌ام از همه چیز، بگذارید هواری بزنم» رو بعد خوندن فیزیولوژی ورزشی پیشرفته گفته!

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

یکی نیست یه چایی دستمون بده 1

دوران دیپلمم پر بود از 19.5 و 19.25 هایِ حرص درآر، چرا؟ چون وقتی سوالا رو جواب می دادم و تموم می شود هر کاری میکردم درونم مجاب نمی شد یه بار دیگه با دقت جوابا رو نگاه کنه، و اگه نگاه هم می کردم سرسری بود که خب بعدا متوجه می شدم به درد عمه ام فقط میخوره، الان که دارم برا اولین آزمون متابولیسم آماده می شم به دلیل خوندنای چند باره اونقدر از فرآیند های تولید انرژی از آنزیم های آلوستریکی کووالانسی از گلیکولیز، بتا اکسیداسیون و ترانس آمیناسیون حالم بهم میخوره که درونم نه تنها مجاب نمیشه جمع بندی رو مثل بچه آدم بخونه بلکه میخواد سر اون حسه که میگه یه نمره حرص درآر در انتظارمه رو محکم و پشت سر هم بکوبه دیوار !

موافقین ۳ مخالفین ۰