تابستون 93 از خستگیِ خوندنِ کنکورِ ارشد جدا شده بودم، نتایج اولیه هم اومده بود و میدونستم قبول می شم، همون اوایل جام جهانی هم با تعدیل نیرو خونه نشین شدم تا با خیال راحت فوتبال آنجا ببرد مرا که شرابم نمی برد! تقریبا همه ی بازیا رو دیدم و خیلی کیفور مانند هم از اون بازیا خدافظی کردیم! حالا حدود 200 روز تا جام جهانی مونده بر فرض اینکه تابستون 97 همچنان نفسی میاد و میره چندان به بی باده کند جان مرا مست بودنش امیدی نیست، پارازیت بودن ساعتای کاری از یه طرف نبودن ایتالیایِ جان و هلند از طرف دیگه باعث میشه فقط یه مقدار نون پنیر از جام جهانی بمونه که اونم آدم سق نزنه بهتره!