مرز باریکیه بین تلاش نکردن و نگران بدست نیاوردن‌ها بودن! مثل این در راه مونده‌ها، گمشده‌ها که چراغای یه آبادی رو از دور می‌بینن و از خوشحالی قالب تهی می‌کنن حس می‌کنم دارم چراغای نگران نبودن و می‌بینم! هر چند هنوز به قالب تهی کردن نرسیده، ولی خب میشه امیدوار بود...