بین اهل بیت راجع به زمان عروسی داداشم اختلاف نظر بود؛ به دو دسته عید و تابستون تقسیم شده بودیم، گروه تابستون می‌گفت کلی کار داریم و الان وقت اضافه کردن پروژه‌ای به این عظیمی به برنامه‌ها نیست، گروه عید عمده نظرش این بود که تابستون گرم که نه جهنمه! نمیشه کارای عروسی رو پیش برد و خلاصه با راه‌حل سپردن اون کلی کارا به کارگر قرار شد عروسی عید 97 برگزار شه که شد! حالا من کجای ماجرا بودم؟! خب تو گروه عید! اونوقت به دلیل شرجی 50 درصد در کنار دمای 40 درجه؟! قاعدتا نه! دلبر جانمان اواخر خرداد به مدت یک ماه میومد و خب وقتی صحبت از دلبر جانه "لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی"ه جریان! حالا سوال من اینه با این حجم از دلدادگی رواست اونقدر سرم شلوغ باشه که ندونم چند روز مونده به جام جهانی؟! رواست اونقدر در رفت و آمد باشم که از کل بازیا احتمالا یه بورکینافاسو با گینه‌ی نوئی چیزی زمان پخشش به برنامه‌های من بخوره؟! نه واقعا رواست؟!

پی نوشت: یه نگاه به عنوان می‌ندازم یه نگاه به متن بعد خودم خندم می‌گیره! هنوز به خوب شدن من امید دارین؟ D: