دور و برم پر شده از قشر تحصیلکرده‌ای که قصد رفتن دارن و با کمال احترام در حد و اندازه‌های رفتن نمی‌بینمشون، یعنی خبری از جدیتی که آدم رو مجاب به اجرایی شدن تصمیم‌شون کنه نیست، تازه این آدما درسته تحصیلکرده‌ان اما تو رشته‌ی خودشون تاپ نیستن؛ یعنی مهارت لازم رو به نظرم ندارن و سطح زبان‌شون هم قربون‌شون برم در حد همون آی ام ویندو خودم‌ن! به صورت خلاصه بحثم اینه آیا همین افراد متوسط اگر از این سه لحاظ خودشون‌و ارتقا بدن آیا رفتن درست‌ترین گزینه‌س؟! یعنی تحت هر شرایطی این مملکت جای موندن نیست؟! یکم نیفتادیم تو این بازی قربانی بودن؟! یعنی جریان این نیست که درست کار نمی‌کنیم اونقدر مهارت‌مون رو برای کسب درآمد افزایش نمی‌دیم از طرفی شرایط جامعه رو بیش از حد بولد می‌کنم برای ماله کشیدن روی بی عرضه‌گی‌هامون؟! درسته اونجا شرایط رفاهی و ... از اینجا بهتره اما آیا واقعا بهشت برینه؟! آیا فرش قرمز پهن کردن برامون؟! آیا وام با بهره سه درصد و دریافت وجه ماهیانه به دلیل خوش حسابی داره صدامون می‌زنه و ما داریم لگد به بخت خودمون می‌زنیم؟! اگه قصد رفتن داریم چه مارکرهای رو باید تو وجود خودمون و زندگی‌مون رصد کنیم تا ببینم اونی که می‌تونه بره هستیم یا نه؟!
میدونم یه نسخه واحد نمیشه برای همه پیچید اما بی‌صبرانه منتظر نقطه نظرات‌تون به صورت کلی هستم.