زندگی بدون این جنگندگی‌ها قطعا چیزی کم داره، از ته تمام این نفس کشیدن‌ها همین ورق برگردوندنه که برا آدم می‌مونه و این آمیزه‌ای از غرور و افتخار، خیلی قبل‌تر از هیاهوی تماشاگرا نوشته میشه، گاهی از بوسه‌ای که به توپ زده میشه بعضی اوقات هم از بهم رسیدن دستی که انگار مال دوقلوهای افسانه‌ایه تا بعدش همه چیز درست بشه. 



پ.ن : من امشب باید به دلیل دیگه‌ای خوشحال می‌بودم اما اون چیزی که اینهمه منو سرحال آورد این بازی بود، مثل بازی سال قبل با الهلال، یا اون 3تای ایمون زاید، باعث میشه به جنگیدن برای زندگی ایمان بیارم.

پ.ن بعدی: دلیل دیگه خوشحالی قبول شدنم تو استخدامی آموزش پرورشه که من مثل ماست دارم نگاش می‌کنم فقط :))