خواهرم کارمنده و بعضی وقت‌ها شرایط کاریش طوری میشه که خونه‌ست اما اداره‌شون ولش نمی‌کنه و اونقدر تلفناش زیاد میشه که میگم صد رحمت به 118! خواهرم تک فرزندشو جوری بار آورده که تابستونا حداقل 3 کلاس آموزشی (شنا، نقاشی، سفال، ریاضی سال بعدش، چرتکه، زبان، فوتبال، خوشنویسی) میره و در طول سال تحصیلی هر روز تکالیف اون روزش رو باهاش کار می‌کنه بعلاوه اینکه بنا به شغل همسرش مسولیت رفت و آمد پسرش هم با خودشه. تازه با وجود این شرایط دو سال هم دانشجو بوده و یادمه ترم آخر از 8 تا درسی که داشت 7تاشو 20 شد، اون یکی هم 19.50!

خواهرم شاغل، مادر و همسره اما هر لحظه که اراده کنی و بری خونه‌ش، خونه قطعا مرتبه، تازه حداقل یه روز درمیون به مامانم اینا زنگ می‌زنه و در طول هفته حتما خواهر و برادرمم می‌بینه.

من نه شاغلم نه مادرم نه همسرم، گاهی دو سه روز هم میگذره اما می‌بینم به مامانم و بقیه زنگ نزدم و الان 14 جلسه یک ساعت و نیمه دارم که جزوه نشده (هر 1 ساعت ویس 4 ساعت جزوه شدنش طول می‌کشه)، یه دونه مقاله هم برای دو سمینار مهم این ترمم پیدا نکردم که بخوام ترجمه کنم و باقی کاراشو انجام بدم. کلاس زبان رفتنم که فقط شده حضوری زدن، وقتی جزوه ننوشتم قاعدتا درسی هم نخوندم و حالا به همه‌ی این‌ها گذروندن دوره مهارت آموزی آموزش پروش هم اضافه کنین که یعنی عملا من همزمان دوجای متفاوت دانشجو می‌شم!

خواهرم جادوگر، سوپرمن، واندروومن و ایناها نیست، خواهرم 1. از شبکه‌های اجتماعی به ندرت استفاده میکنه و 2. تفریح و استراحتش کم و به موقع‌ست. همین!



+ تمرکز ندارم اونطوری که دلم می‌خواد بنویسم و اگه همین چند خط نوشتن رو از خودم دریغ کنم شاید سالی یکبار هم اینجا پیدام نشه. و از اونجایی که دوست ندارم اینجا خاک بخوره فعلا نوشتن با هر سبک و نگارشی رو بر خودم جایز دونستم :))

+ با توجه به شرایط تصمیم گرفتم جوابم به هر نوع درخواستی نه باشه، حتی خواستگاری :)) سینما، کافه و عزرائیل!

+ فراخ الدوله تو هنوز زنده‌ای؟! چرا یه جوری کامنت می‌ذاری که نمیشه جواب داد حتی!